خرس بزرگ
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 4:19
خیلی خوبه امروز خرس بزرگ کنکور داد ، آخرین کنکوری بازمانده خانواده هم از شر کنکور خلاص شد ، واقعا که بعد چند چندینو چند سال سه حس آرامشی احساس میکنم ، اصلا حتی خود دیوار و در کلا همه جای خونه از این بابت حس مشترکی دارند،نميدونم چرا حس رهایی دارم ، بابا یکی دیگه کنکور داد من حس خوبی دادم ، واقعا این ...
دلم گوه خورده...
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 4:19
میترسم، نکته دلم تنگ شده باشه، نميدونم آخه یه حسی و حالی دارم انگار شبیه دلتنگیه ، گوههه خورده دلم ، دلتنگ چی ، امکااان نداره ، بیخود کردنه ، همچین حقی رو به خودم نمیدم که حتی ثانیه ای هم دلم بخواد اون لحظات رو...
سرکوب
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 4:19
دارم سرکوب میکنم خودمو ، بهترین کار بی دردسر ترینه ...
شادو غمگین
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 4:19
ووووویییییییی خدااااا مشروط نشدم خدااااااا چاکرتیم خدااااااا ...آخه من قربونت برم الهیییییی ، فدای اون همه مهربونیت الان خوشحالم امااااااا دلیل برا ناراحت شدم زیاد دارم ... نميدونم چی کنم یکم حالم خوب باشه ، خود کرده را تدبیر نیست خود کرده را تدبیر نییست ... خودم کردم که لعنت بر خودم باد... هووفففف....
بازو بسته
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 4:19
اوووم ، به ظاهر همه چی رو روال پیش میره ، شایدم واقعا رو روال ، احساس میکنم کلی کار باید انجام بدم ولللللی نیدونم حال ندارم فک کنم ، دوس دارم فقط بخورم هیچم فک نکنم ، نیدونم از کی اینقدر گشااااااد شدم ، البته ناگفته نماند گشادی هم عالمی دارد الان دلم فقط این گشادی رو میطلبه ،امبدوارمممممم سر عقل بیا...
صرف فعل گوه گشتن
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 4:19
اینو قبلا باید میگفتم اما الان یادم افتاد میگمش ، بعضی وقتا حس یک قطعه عنه خشک شده گربه در گوشه حیاط که پای درخت سیب زیر خاک پنهان شده رو دارم ، حس قشنگیست ، گوه بودنم عااالمی دارد ، فقط بستگی داره از کدوم زاویه بهش بنگری ، امیدوارم تجربش کنید گوه شید ، البت از نوعی که توصیف کردم، نه نه پشیما
پیروز بیشعور یا بیشعور پیروز...
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 4:19
یافتمش ، بالاخره یافتمش ...واقعا عمدی دنبالش نبودم خیلی اتفاقی یافتمش خیلی خیلی اتفاقیامیدی نداشتم قبلنا ... هم حس پیروزی دارم هم حس بیشعوری ... اولاش که دیدم حس پیروزی غلبه داشت بر بیشعوری اما الان نسبتشون یک میلیون در یکه ، با برتری بیشعوری بر پیروزی احساس دلی یک فضول دلسوز وبلاگ مورد نظرمو میگم.....
دوس دارم مرض دارم
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 4:19
آقا من نميدونم همش احساس میکنم یه سری چیزی که به ذهنم میاد بر میگرده به اینکه من در کودکی احتمالا به اختلالات در زمینه زیستی داشتم ، به هر کیم ميگم میگه برو گمشو چرت نگو بابا طبیعی ، چرا الکی ، گیر دادی به خودت بابا ملت باور کنین اصلا من خودم احساس میکنم به جای کار میلنگههههه باید کشفش کنم چرا
میگن ...
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 4:19
آره من خیلی بچم واقعا خیلی بچم متاسفم برای خودم ، همین ...
ناهار بهشتی ...
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 4:19
خوردن دوغ سرد و ترش با کته شفته بی نمک خود پزم به همراه اشغال ترین تن ماهی کره خاکی ، بهتر این نميشد عین بهشته برام خدایا شکرت ... بی زحمت یه جا تو جهنم برام رزرو کن
یه شروع به ظاهر تازه
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 11:46
سلام به روی ماه همه اولین یادداشته ، تبریک بگین بهم ، ورودمو به به عرصه واقعی تر از واقعی اصلا این صفحه رو برا چی ساختم ؟؟هر چی که بیرون نمیتونم بگم ، این تو بگم(اینطوری بهتره )هر کیم مسیرش ب این کلبه درویشی افتاد قدمش رو تخم چشای دشمنای فرضیم ، والللااا.... اینبار جدی به خودم قول دادم هر چی که
دختر قوی مگه داریم؟!
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 11:46
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
بنده حوصله سر برنده ..
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 11:46
من : خدایاااااااا ،میگماااااا ،خدایااا یه چی بگم نه نمیگی ؟؟ خدا جون : نه من :عه تو که گفتی نه خداجون : نه نه ... اشتباه نکن من : برو بابااا من که هنو هیچی نگفتم چرا اینقدر میگی نهههههه ،اه ، اصلا نمیگم خدا جون : برو شفات نمیدم ، میخوام هی بخندم بهت من:نههههههههههههههههههههه خدا جونم :
ت ر د ی د
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 11:46
سلااام همراه همیشگی من(تردید عزیز ) ، یا اصلا همراه اولو آخر من در اول و آخر دنیا امیدوارم حالت خوب نباشد ، امیدوارم دیگر با من دوست همراه نباشی و آرزوی ناسلامتی و شکست همیشگی تو در جهان را دارم با توکل بر خدا و قدرت خودم امیدوارم از صحنه ی دنیا نابود و نا پدید شوی در اخر این را میخواهم با سنگدلی تم
چی طور کنم خداااا ...
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 11:46
اهااااااااااااااااااااای ایزد منان اهااااااااااااااااااااای تو رو جون خودت قسم بیا منو از شر این گرگ های انسان نما نجات بده به خدااااا اا کم آوردم
دخترجون
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 11:46
من نگوووووویم که مرا زین ارشداااااا آزاااااااد کنیییید، مرا زین قفس (ایام امتحانات )بیرون برید و دلم شاااااد کنییییید ، بوخودااااا ترکیدم ، مرا محتاج نگاهيست خودایااااااااا ، معجزتو نشون بده ديگه دارم گمراه میشماااااااااا ،خوددانی،درد من چیست پروردگارااااااا،هااااااااا؟؟؟؟ درمان چیست ،خودایاااااااا